سفارش تبلیغ
صبا

بـــُغـضِـــــ بـ ـــ ـارونـــ ــ

خــــدایـا نـ ـگـ ـویـ ـم دسـ ـتـ ـم بـ ـگـ ـیـ ـر...
عـمـ ـریستــــــ ـ ـ گــــــ ــــرفـتـهـ ای.....

رهـــــ ـــایـ ـم مـ ـکـ ـنــــــــ ـ ـ !

--------------خدایا،این روزها دستم را محکم تر بگیر---------------------------------------------

  حــــ ـــالــ ـم خــــ ـــوبـــــــــ ـ ـ اسـتـــــــ ـ ـ

امــــ ــــا...

دلــ ـم تـنگـــــ ـ آن روزهـ ـایـی شـده کـ ـهـ
  مـیتـ ـوانـ ـستـم از تهـ دلــ ـ ـ بـ ـخنـ ـدم!


نوشته شده در یکشنبه 91/10/24ساعت 12:18 عصربارون همدردی ( ) |

 

دیگر یاد گرفته ام!

.

شب ها به یادت گریه نمی کنم

شب ها به یادت خوابیدن را یاد گرفتم

.

دیگر از باران فرار نمی کنم

بدون تو زیر باران رفتن را یاد گرفتم

.

از چشم تو چشمانت شدن نمی هراسم

بی تفاوت از کنارت عبور کردن را یاد گرفتم

.

از محفلی که تو سوگُلیشونی،متنفر نیستم

در کنارت بودن و از تو دور بودن را یاد گرفتم

.

به پاره کردن عکس و نامه هایت پناه نمی برم

با خاطراتت زندگی کردن را یاد گرفتم

.

 تو نگران من نباش

من بی تو بودن را یاد گرفتم

*به همین سادگی*

 


نوشته شده در دوشنبه 91/10/11ساعت 5:28 عصربارون همدردی ( ) |


فرقی نمی کنه !

گاهی وقتا ، هیچی با هیچی فرقی نمی کنه !

شب باشه ، یا روز !

زمستون باشه ، یا تابستون !

ضبط مسخره ات یساری بخونه یا گروه پینگ فولاید !

پرده پنجره کشیده باشه یا نباشه !

سیگار بکشی ، یا نکشی !

دوستانت پیشت باشن ، یا نباشن !

جواب سلام صاحب خونه رو با لبخند بدی ، یا بی لبخند !

اجلاسیه سازمان ملل

راه حلی برای آتش بس در افغانستان پیدا کرده باشه ،

یا نه !

تو رسانه ها و مطبوعات دیگران رو بکوبی ، یا نکوبی !

هر چه زور بزنی یادت بیاد ، یا یادت نیاد !

آره !

فرقی نمی کنه !

گاهی وقتا ، هیچی با هیچی فرقی نمی کنه !

خواب باشی ، یا خواب نباشی !!

پولت از پارو بالا بره ، یا پاروت از پول !

عاشق باشی یا کیف قاپ !

آواز بخونی ، یا گریه کنی !

عمود ایستاده باشی ، یا افقی ُ وارفته !

تلفن یه زنگ بزنه ، یا پنج زنگ !

گوشی رو برداری ، یا برنداری !

اصلا  زنده باشی ، یا مـرده !

آره ! فرقی نمی کنه !

گاهی وقتا ، هیچی با هیچی فرقی نمی کنه !

حالا یا هرگز !

آره ! فرقی نمی کنه !

گاهی وقتا ، هیچی با هیچی فرقی نمی کنه !

در که بسته شد ،

دیگه فرقی نداره

فاصله ات با من صد متره ، یا صد قرن !

وقتی نمی بینمت ،

چشمام باشن ، یا نباشن !

وقتی نیستی دیگه ،

برام هیچی با هیچی فرقی نمی کنه !آره !

اینجوریه که اون جوری می شه !

مگه نه؟

فاصله

پ.ن:تو این دنیای هیشکی به هیشکی 

این یکی دستت باید آن یکی دستت ُ بگیره

ورنه خلاصی .... خلاص !


 


نوشته شده در چهارشنبه 91/8/24ساعت 12:56 عصربارون همدردی ( ) |


گاهی وقتا دردِ

آرامش ِ پـُر از هیایو داره

نبض خاطراتُ میگیره

تـَپـِش ِ نبودنها رو بیشتر می کنه....

گاهی وقتا حتی قشنگ نیست

فشارِ روحتو پایین و پایین تر میارِه

انقدر که احساس می کنی  جونی واست نمونده

عَجز و ناتوانیتو  در برابر هجومشون

اقرار می کنی....

اما گاهی وقتا

فقط گاهی وقتا آزارت نمیده

وجودشو ندید میگیری  و چشماتو می بندی

درست وقتایی که همرنگ خودش شدی

در وجودش حَل میشی و راه های رفته رو ندید میگیری

انقدر خودتو سبک و بی تعهد میبینی

که خوابُ ترجیح میدی

گاهی وقتا

فقط گاهی وقتا آرومت می کنه

وقتایی که

ریشه احساست بدجور خشک شده...

فاصله

ای شب!

در وجودت حَل شدم

سیاه شدم

خاطرات  کودکیمو کنار میذارم و

امشب آسوده می خوابم

 


نوشته شده در سه شنبه 91/8/16ساعت 1:8 عصربارون همدردی ( ) |

Design By : Pars Skin